|
خیالم رنگ پاییز می گیرد
خاطراتم بوی کهنگی می دهند
گاهی برای ابرها گریه می کنم....
آسمان صاف است....
حال من خوب است
در هیاهوی شب این بانگ رها از کیست؟ حنجره، حنجره ی ماست، صدا از کیست؟ چیست در جاریِ این نغمه به بی گاهی؟ نفست خسته، دَمت سرد، چه می خواهی؟ بنشین تا نفسی تازه کنیم ای دوست چاره ی زخم به شیرازه کنیم ای دوست بنشین ای دل خونین بنشین با داغ بنشین تا بگشاییم دریچه ی باغ بنشین مرگ کبودان صحاری را سوگ پاییزی گلهای بهاری را عطر خون می چکد از باد چه می خواهی؟ آی دیوانه، به فریاد چه می خواهی؟ * * * باز بر کنگره نور مرا خواندند از گریوه ی سحر دور مرا خواندند باز خواندند مرا، خواندن چاووشان به شب شهوتی، خون سیاووشان شب وَهم آور طاعونی دربسته شب فرعونی موسی زده خسته شب فردای قیامت، شب آکنده شب دهگانه، شب صبح شکافنده * * * آی در صبح مه آلود کمین کرده ابری رعد آسا، صاعقه زین کرده رخنه افتاده به دیوار فتوت ها مردمی حیله، زبونی شده قوتها رخ مهتاب، نمکزار چروکیده سنگ فرش گذر حادثه پوکیده قُرق از کوچه ی ناموس سفر کرده عصمت آینه را فتنه کدر کرده بوی خون شو، که جهان پنجره خواهد شد به صدای تو زمان حنجره خواهد شد
اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
کاشکي مانيتورت بودم هميشه رخ به رخت بودم...... کاشکي که کيبورتت هميشه زير انگشتات بودم.......کاشکي که هدفونت بودم هميشه در گوشت بودم .......کاشکي که موست بودم هميشه تو مشتت بودم .. ....کاشکي پسووردت بودم هميشه توي فکرت بودم
یک شبی مجنون نمازش را شکست
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم (دکتر علی شریعتی)
|
About![]()
R I M A Archivesمرداد 1388تیر 1388 Links
پاتوق دختران فال حافظ |